خرید بک لینک

دستانم غرقه‌اند در کاری که نمی‌دانم چیست چشمانم اما از این غرق‌شدن خالی‌اند مهتاب بی‌آنکه بداند سایه‌ای بر ما می‌اندازد ما هم بی‌آنکه بدانیم سایه‌ای بر خود می‌اندازیم این چرخشِ حیرانگی تکرارِ همان دیوار است که هر روز با پیشانی‌مان اندازه می‌گیریم تقصیر؟ کم‌کاریِ ما؟ یا کوتاه‌بینیِ چشم‌هایمان؟ صبر فقط صبر که شاید به کامِ نیک برسد نه اینجا کاری نیست جز بودن در میانِ این همه هیچ

برچسب: نویسنده: hamsengar تاريخ: جمعه 23 مرداد 1405 ساعت: 12:32

صفحه بندی