
Hamsengar عکس و شعر و ...مرثیه ای برای دویدن دویدن تا دویدن، نه در جاده، که در میانِ دو نفسِ بریده، سمها بر آب مینویسند نقشی را که باد، پیش از آغاز، خوانده بود. اینجا «برد» و «باخت» دو رویِ یک سکهاند که در گودالِ گلو افتاده، و طعنهها، نه نیزه، که پژواکِ مه در درهی کوهیاند که دیده نمیشود. گهوارهی تن را قلممویی از باد تکان میدهد، نه با شتاب، که با تردیدِ ابری که باریدن را فراموش کرده. و در این نوسان، بازندهگان، بیآنکه بدانند، خطِّ افق میشوند نه حکمران، نه محکوم، تنها...
ادامه مطلب